X
تبلیغات
کاش سرنوشت جز این می نوشت!!!

کاش سرنوشت جز این می نوشت!!!

بسراغ من اگر میایی,نرم وآهسته بیا مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من...

من دیـــوانه ی آن لـــحظه ای هستــم

که تو دلتنگم شوی

و محکم در آغوشم بگیــری

و شیطنت وار ببوسیم

و من نگذارم 

آپلود,آپلود عكس,آپلود سنتر,آپلود فايل,آپلود دائمي

+نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان 1391ساعت12 بعد از ظهرتوسط baboloha | |


هی غریبه...


رو کسی دست گذاشته ای که همه ی دنیای من است...


بی وجدان آنقدر راحت به او نگو عزیزم!!!

+نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت11 بعد از ظهرتوسط baboloha | |

سكوت خطرناك تر از "حرف هاى نيش دار" است !



بدون شك كسى كه "سكوت" میكند ،



        روزى حرفايش را سرنوشت به شما خواهد گفت

+نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت11 بعد از ظهرتوسط baboloha | |

  لبخند بزن!
بدون انتظار پاسخی از دنیا ،
بدان روزی دنیا انقدر شرمنده می شود
که به جای پاسخ لبخند ،
با تمام سازهایت می رقصد ...

+نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت11 بعد از ظهرتوسط baboloha | |

هر چقدر هم که ضعيف باشی
 گاهی اوقات
می توانی تکیه گاه باشی

+نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت11 بعد از ظهرتوسط baboloha | |

پست ترین آدماکسایی هستن که :


به دست گذاشتن رو نقطه ضعف


دیگران بگن شوخی...

+نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت11 بعد از ظهرتوسط baboloha | |

چقدر خوبه بعضی از آدما بدونن که اگر چیزی رو به روشون نمیاری


از سادگی نیست


شاید دیگه اونقدر واست مهم نیستن که روشون حساس باشی

+نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت11 بعد از ظهرتوسط baboloha | |


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

گــــفته باشــــم !.!.!


مـــن درد مــــــــی کــشــم ؛

تــــو امــــا …. چشم هـــــایت را ببنـــــــد !

سخت است بـدانـــــم می بینی ، و بی خیــــــــــالی...!



+نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت11 بعد از ظهرتوسط baboloha | |

دِلتنگـم...


مِـثل مـادربُزرگِ بیـسوادے ڪه


هَـواے بَـچـه اش را ڪَرده


ولـی بَـلـد نیـسـت شُـمـاره اش را بِـگـیرد...


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

+نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت11 بعد از ظهرتوسط baboloha | |

خواهشا از من نرنــــــــــج

نه مغــــــرورم نه بی احســـــاس

فقط خســــته ام

خسته از اعتــــــمادی بیــــجا...

+نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت11 بعد از ظهرتوسط baboloha | |

لطفا تــــــقــدیــــر را

بـــرای نــیـــامــدنــت بـــهانـه نـــکـــن !!!!

مـرد بـــاش


و بـگـو نــخـــواســــتـــــی….
و نــیـــامـــــدی

+نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت11 بعد از ظهرتوسط baboloha | |

جـــدایــی مــان ؛

 

هیــچ یکـــ از تشــریفــاتــــ آشــنایمــانــــ را نــداشتـــ

 

فقــط تــو رفـــتــی

 

و منــــ ســعیــــ کـــردمـــ

 

 ســـ ــنگــــ دل بــاشـــمــــ

 

 .


.

.

+نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت11 بعد از ظهرتوسط baboloha | |

گاهی ارزش واقعی یک لحظه را ...

 

                          تا زمانی که به یک خاطره تبدیل نشود ... 

 

                                    نـــــمی‌فهمـــــــــــــــــــــــــــــــــیم (!)

+نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت11 بعد از ظهرتوسط baboloha | |

لعنت به اون کســــی که ….

وقتـــــی بهــــش محبـــت می کنــــی …

خیــــال می کنــــه بهـــش احتیـــاج داری

+نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت11 بعد از ظهرتوسط baboloha | |

 سیاهی لبهایم از سیگار نیست...!

سیاه پوش هزار حرف نگفته است...

+نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت11 بعد از ظهرتوسط baboloha | |

يه وقتايي که دلت گرفته ؛

بغض داري ،

آروم نيستي !

دلت براش تنگ شده ....

حوصله ي هيچكسو  نداري !

به ياد لحظه اي بيفت که :

اون همه ي بي قـراري هاي تو رو ديد؛

اما ....

چشمـاشو بست و رفت ... !!!

+نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1392ساعت7 بعد از ظهرتوسط baboloha | |




حس اون سیگار رو دارم،

که همه جا حرف از ترک کردنشه…

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1392ساعت0 قبل از ظهرتوسط baboloha | |

از انســــان هـــاي احســـاساتــي بـيشتـــر بـتـــرسيـــد ؛

آن ها قـــادرند ناگهــــــاني،ديگــــر گــريـه نکـننــد ...

دوسـتــــ نــداشتـــه بــاشـنـــد ...

و قـيـــدِ همـــه چـيــز را بــزننــد ...


حتـــي زنــدگــــي . . .!!!

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1392ساعت0 قبل از ظهرتوسط baboloha | |

˙·٠•●خدایا!

.

.

اینکه میگی از رگ گردن به من نزدیکتری و ازین حرفا

در سطح درک من نیست یه دقیقه بیا پایین بغلم کن . . .

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1392ساعت0 قبل از ظهرتوسط baboloha | |

ای مــتــرســـــــــــک !



آنقدر دستهایت را باز نــــــــــــکــــــــــن کسی تو را در آغوش نمیگیرد

ایــســتــادگــی هــمــیــشــه تــنــهــایــی مــی اورد!

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1392ساعت0 قبل از ظهرتوسط baboloha | |

شبها زیر دوش آب سرد بیصدا رها میکنم بغض

 

زخمهایت را و همه میگویند .....

 

خوش به حالش چه آسان فراموش کرد

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1392ساعت0 قبل از ظهرتوسط baboloha | |




نــہ تــرسے בر نـگـاھـش

نــہ اضـطـرابے בر פּجـوבش

نــہ عـشـقے בر سـرش

نــہ בرבے בر בلـش

فـقـط شـبـیـہ oــن قـــבم oــے زنـב،

ســایــہ ام،

خــوش بــہ حــالـش...

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1392ساعت0 قبل از ظهرتوسط baboloha | |

نــه از تنهــایــی مــی‌تــرســم،


نــه از تنهــا مــانــدن!


تــرســم از تنهــا بــودن،

 
در كنــار دیگــــــری ســت . . .

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1392ساعت0 قبل از ظهرتوسط baboloha | |

 تو آنجا!

من اینجا!

مشکل از مانیست

نیمکت های دنیارا بد چیده اند...

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت11 بعد از ظهرتوسط baboloha | |

نه اینکه زانو زده باشم,نه !!!!!

فقط....

تنهایی کمی سنگین است...

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت11 بعد از ظهرتوسط baboloha | |


به جای خالیش بیشتر از خودش عادت کرده ام

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت11 بعد از ظهرتوسط baboloha | |

چقدر سخت میگذرد این روزها

روز هایی پراز تنهایی

خالی از تو

روزهایی که هرکی از کنارم میگذرد 

بانگاهی پراز ترحم

میگویید:گفتم که میره...

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت11 بعد از ظهرتوسط baboloha | |

 دلتنگی

 همون مکثی که 

 رو اسمش میکنی

 وقتی شماره های گوشیتو بالا وپایین میکنی....

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت11 بعد از ظهرتوسط baboloha | |

ای کـاش تـنـهــا یـکــــنـفــر...

هــم در ایــن دنـــــیــــا مـــرا یــاری کـنــد ..

ای کـــاش مـــی تـــوانــستـــم ...
بــا کـسـی درد دل کـنـــم تـــا بـگــویـــم کــه ...
مــن دیــگــر خـســتـــه تـــر از آنـــم کـــه زنـــدگــی کـنـــم
تـــا بـــدانـــد غــم شـبــهـــا یــــم را....
تــــا بــفــهــمـــد درد تــــن خــستـــه و بـیــمــــارم را .....
قــانـــون دنــیـــا تــنـــهــایـــی مـــن اســـت

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت11 بعد از ظهرتوسط baboloha | |


اینکه یواشکی دلتنگش باشی خیلی بهتر از اینه که بهش بگی و هیچ جوابی نگیری …

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت10 بعد از ظهرتوسط baboloha | |