|
من دیـــوانه ی آن لـــحظه ای هستــم که تو دلتنگم شوی و محکم در آغوشم بگیــری و شیطنت وار ببوسیم و من نگذارم
هی غریبه... رو کسی دست گذاشته ای که همه ی دنیای من است... بی وجدان آنقدر راحت به او نگو عزیزم!!!
سكوت خطرناك تر از "حرف هاى نيش دار" است !
بدون شك كسى كه "سكوت" میكند ، روزى حرفايش را سرنوشت به
شما خواهد گفت …
پست ترین آدماکسایی هستن که : به دست گذاشتن
رو نقطه ضعف دیگران بگن شوخی...
چقدر
خوبه بعضی از آدما بدونن که اگر چیزی رو به روشون نمیاری “از سادگی نیست”
شاید
دیگه اونقدر واست مهم نیستن که روشون حساس باشی
گــــفته باشــــم !.!.!
دِلتنگـم... مِـثل مـادربُزرگِ بیـسوادے ڪه هَـواے بَـچـه
اش را ڪَرده ولـی بَـلـد نیـسـت شُـمـاره اش
را بِـگـیرد...
جـــدایــی مــان ؛ هیــچ یکـــ از تشــریفــاتــــ آشــنایمــانــــ
را نــداشتـــ فقــط تــو رفـــتــی و منــــ ســعیــــ کـــردمـــ ســـ ــنگــــ دل بــاشـــمــــ . . .
گاهی ارزش واقعی یک لحظه را ... تا زمانی که به یک خاطره تبدیل نشود ...
سیاهی لبهایم از سیگار نیست...! سیاه پوش هزار حرف نگفته است...
يه وقتايي که دلت گرفته ؛ بغض داري ، آروم نيستي ! دلت براش تنگ شده .... حوصله ي هيچكسو نداري ! به ياد لحظه اي بيفت که : اون همه ي بي قـراري هاي تو رو ديد؛ اما .... چشمـاشو بست و رفت ... !!!
حس اون سیگار رو دارم، که همه جا حرف از ترک کردنشه…
از انســــان هـــاي احســـاساتــي بـيشتـــر بـتـــرسيـــد ؛ آن ها قـــادرند ناگهــــــاني،ديگــــر گــريـه نکـننــد ... دوسـتــــ نــداشتـــه بــاشـنـــد ... و قـيـــدِ همـــه چـيــز را بــزننــد ... حتـــي زنــدگــــي . . .!!!
˙·٠•●خدایا! . . اینکه میگی از رگ گردن به من نزدیکتری و ازین حرفا در سطح درک من نیست یه دقیقه بیا پایین بغلم کن . . .
ای مــتــرســـــــــــک !
شبها زیر دوش آب سرد بیصدا رها میکنم بغض زخمهایت را و همه میگویند ..... خوش به حالش چه آسان فراموش کرد
نــہ تــرسے בر نـگـاھـش نــہ اضـطـرابے בر פּجـوבش نــہ عـشـقے בر سـرش نــہ בرבے בر בلـش فـقـط شـبـیـہ oــن قـــבم oــے زنـב، ســایــہ ام، خــوش بــہ حــالـش...
تو آنجا! من اینجا! مشکل از مانیست نیمکت های دنیارا بد چیده اند...
نه اینکه زانو زده باشم,نه !!!!! فقط.... تنهایی کمی سنگین است...
روز هایی پراز تنهایی خالی از تو روزهایی که هرکی از کنارم میگذرد بانگاهی پراز ترحم میگویید:گفتم که میره...
همون مکثی که رو اسمش میکنی وقتی شماره های گوشیتو بالا وپایین میکنی....
|
About![]()
نمي دانم كه مي داني، كه انسان بودن و ماندن چه دشوار است، چه زجري مي كشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است
Home
|