تنهايم مگذار ...

دلم گرفنه است.

راهي به بيرون نيست.

تنهايم مگذار..

دل كوچكم به اميد تو پر شده.

خسته ام از بي پناهي.

با خيالم نفس مي كشم.

تنهايم مگذار...

به گمانم...

شايد..

.... شده ام.



سكوت...




مترسک ناز می کند

کلاغ ها فریاد می زنند

و من سکوت می کنم....

این مزرعه ی زندگی من است

خشک و بی نشان....