
تنهايم مگذار ...
دلم گرفنه است.
راهي به بيرون نيست.
تنهايم مگذار..
دل كوچكم به اميد تو پر شده.
خسته ام از بي پناهي.
با خيالم نفس مي كشم.
تنهايم مگذار...
به گمانم...
شايد..
.... شده ام.
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت ۱۱ ب.ظ توسط baboloha
|
نمي دانم كه مي داني، كه انسان بودن و ماندن چه دشوار است، چه زجري مي كشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است