شب است ...
کلنجار میروم با خودم
با دلتنگی هایم
با قلب له شده ام
با غرور شکسته ام
سراغش را بگیرم ... نگیرم ... بگیرم ... نگیرم
نزدیک صبح است ... دل را به دریا زدم
" مشترک مورد نظر در حال مکالمه می باشد "

خــــدایــا یــه بُــــر بــه ایــن زنــدگیــمون بــزن 


شایــد دو تــا حکــم افتــاد دستمــون


که هــر نامــــردی آســش رو بــه رخ مــا نکــشــه...

خیلی دردناکه 


اینکه مرتب باید خودت رو به دیگری یادآوری کنی


تا فراموش نشی...



کـاش مـی فـهـمیـدی ....


قـهـر میـکنم تـا دسـتـم را مـحـکمتر بگیـری و بـلـنـدتـر بـگـویی:

بـمان...

نـه ایـنـکـه شـانـه بـالا بـیـنـدازی ؛

و آرام بـگویـى:

هـر طور راحـتـى ... !