حتما که نباید غذایی بخوری یا گرما زده بشوی که مسموم بشوی،
گاهی افکار مسموم از صدتا خوراک مسموم هم بدتر است...
ذهنت که مسموم شد خیلی طول میکشد تا همه چیز باز هم به روز اول بازگردد..
گاهی حتی حرف زدن با بعضی آدم ها میتواند تا همیشه ذهنت را آلوده کند،
آلوده چیزی که تو تازه داشتی از ذهنت پاکش میکردی...
بعضی وقت ها آدمی اشتباه میکند...
از چیزهایی حرف میزند، از خاطراتی یاد میکند که همه آلودگی بود،
که ذهنش را روزی روزگاری بد به خود مشغول کرده بود و مسموم...
این میشود که انگار همین امروز
بعضی اتفاقاتی که میرفت تا فراموششان کنی پیش آمده است
و باز هم درگیر میشوی و درگیر...
گاهی برای آن که مساله ای برای همیشه فراموش شده باقی بماند
و دیگر ذهنت را مسموم نکند باید
به هیچکس اجازه ندهی که باز هم تو را به فضایی ببرد که نباید...
باید روی خودت آنقدر کنترل داشته باشی که
وقتی کسی خواست حال و هوایت را به گذشته های دور و نزدیک ببرد
با یک تشکر خودت بحث را عوض کنی
تا چشم باز نکنی و باز خودت را درگیر مسایلی ببینی که نباید...
آن وقت است که ذهن مسمومت تا پاک شدن از آلودگی گذشته
بیشتر از بار قبلی زمان میخواهد وحتی شاید دیگر هیچ وقت هم پاک نشود...
مراقب افکار مسمومی که میخواهند فکرت را آلوده کنند باش!
نمي دانم كه مي داني، كه انسان بودن و ماندن چه دشوار است، چه زجري مي كشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است