يه وقتايي که دلت گرفته ؛
بغض داري ،
آروم نيستي !
دلت براش تنگ شده ....
حوصله ي هيچكسو نداري !
به ياد لحظه اي بيفت که :
اون همه ي بي قـراري هاي تو رو ديد؛
اما ....
چشمـاشو بست و رفت ... !!!

يه وقتايي که دلت گرفته ؛
بغض داري ،
آروم نيستي !
دلت براش تنگ شده ....
حوصله ي هيچكسو نداري !
به ياد لحظه اي بيفت که :
اون همه ي بي قـراري هاي تو رو ديد؛
اما ....
چشمـاشو بست و رفت ... !!!


حس اون سیگار رو دارم،
که همه جا حرف از ترک کردنشه…
از انســــان هـــاي احســـاساتــي بـيشتـــر بـتـــرسيـــد ؛
آن ها قـــادرند ناگهــــــاني،ديگــــر گــريـه نکـننــد ...
دوسـتــــ نــداشتـــه بــاشـنـــد ...
و قـيـــدِ همـــه چـيــز را بــزننــد ...
حتـــي زنــدگــــي . . .!!!
˙·٠•●خدایا!
.
.
اینکه میگی از رگ گردن به من نزدیکتری و ازین حرفا
در سطح درک من نیست یه دقیقه بیا پایین بغلم کن . . .
ای مــتــرســـــــــــک !
آنقدر دستهایت را باز نــــــــــــکــــــــــن کسی تو را در آغوش نمیگیرد
ایــســتــادگــی هــمــیــشــه تــنــهــایــی مــی اورد!
شبها زیر دوش آب سرد بیصدا رها میکنم بغض
زخمهایت را و همه میگویند .....
خوش به حالش چه آسان فراموش کرد
نــہ تــرسے בر نـگـاھـش
نــہ اضـطـرابے בر פּجـوבش
نــہ عـشـقے בر سـرش
نــہ בرבے בر בلـش
فـقـط شـبـیـہ oــن قـــבم oــے زنـב،
ســایــہ ام،
خــوش بــہ حــالـش...
تو آنجا!
من اینجا!
مشکل از مانیست
نیمکت های دنیارا بد چیده اند...
نه اینکه زانو زده باشم,نه !!!!!
فقط....
تنهایی کمی سنگین است...
روز هایی پراز تنهایی
خالی از تو
روزهایی که هرکی از کنارم میگذرد
بانگاهی پراز ترحم
میگویید:گفتم که میره...
همون مکثی که
رو اسمش میکنی
وقتی شماره های گوشیتو بالا وپایین میکنی....

اینکه یواشکی دلتنگش باشی خیلی بهتر از اینه که بهش بگی و هیچ جوابی نگیری …