هیچوقت تو زندگیم به این اندازه تنها نشده بودم
چوب اعتمادمو خوردم
خیلی خورد شدم
چقدر سخته که احساس کنی حتی دیده نمیشی
چه راحت ادما از کنار همه چی میگذرن
چه راحت شخصیت همو خورد میکنن
چطوری باور کنم
هیچ جای باورم این جا نمیگیره...
خدایا کاش فراموشی بگیرم
کاش کور بشم و این فاصله رو نبیم
کاش کر بشمو صدای این سکوتو نشنوم
صدای شکستن خودمو
کاش سنگ بشمو حس نکنم
دست بزن ندارم اما باید این قلب لعنتیو یه تنبیه
اساسی بکنم.....
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۱ ساعت ۶ ب.ظ توسط baboloha
|
نمي دانم كه مي داني، كه انسان بودن و ماندن چه دشوار است، چه زجري مي كشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است