تنهایی.....

تنها چیزی که با من می ماند تنهایی است تنها یار با وفای من
چنان احاطه ام کرده که هیچ راه فراری از آن ندارم هر چند
تمام سعی من دوری از آن بود ولی هرگز دست از سرم بر نداشت
هدف از خلقت من انگار زجری ابدی است برای عبرت دیگران
خلقتم حسرت و دلتنگی است.
هیچ کس نمیداند که چه بر من گذشت ومی گذرد
هیچ کس نخواست بداند دلتنگی هایم را.......
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱ ب.ظ توسط baboloha
|
نمي دانم كه مي داني، كه انسان بودن و ماندن چه دشوار است، چه زجري مي كشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است