هميشه...

هميشه همينطور است يکي مي ماند
تا روزها و گريه ها را حساب کند
يکي مي رود تا در قلبت بماند تا ابد
و تو اشک هايت را پشت پايش بريزي
رسم روياها همين است
که تو تنها بماني با اندوه خويش
و روزها و گريه ها را
به آسمان خالي ات سنجاق کني
بايد باور کني که دیگر بر نمي گردد
که به او بگويي چقدر شب ها سر بي شام گذاشته اي
تا بتواني هر صبح با يک شاخه گل ارزان منتظرش بماني
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۸۹ ساعت ۱ ق.ظ توسط baboloha
|
نمي دانم كه مي داني، كه انسان بودن و ماندن چه دشوار است، چه زجري مي كشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است